تبليغاتX
دلنوشته هایم برای امام عصر
انتظار ظهور
پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 | مینا

معرفت          

               محبت  

                             انتظار

 سه کلمه ی زیبا که نام

                            مهدی(عج)

در خاطر ما زنده می شود……

 انتظار بدون محبت و محبت بدون معرفت بی

 معناست……

 

 یکی از جمعه ها جان خواهد آمد

 به درد عشق درمان خواهد آمد

 غباراز خانه ی دل بگیرید

 که براین خانه مهمان خواهدآمد….

 

لینک ثابت
حرم دل
جمعه نوزدهم شهریور 1389 | مینا

ای خورشید پشت ابر کی و کجا از پشت ابر ها بیرون می آیی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این همه انتظار برای دیدن طلوعت کافی نیست تا کی چشم به آسمان بدوزم و منتظر طلوعت باشم دل غمناکم محتاج مهربانی است کی می آیی که دستان عاشقانه ات را بر سرم بکشی؟دلم خیلی تنگ است از این دنیا دلم گرفته کاش کسی بود که معنای دل تنگی را می فهمید با دستان پر مهرش مرا نوازش می کرددلم از این تنهایی سیراست دلم می خواهدفریادبزنم:

یا ابا صالح ادرکنی.............

لینک ثابت
گلبرگ دل
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 | مینا

زمستان خسته شد از بی بهاری / جهان می لرزد از این بی قراری
گمانم جمعه ای باقی نمانده / خدایا تا به کی چشم انتظاری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای گم شده ی مردم عالم، تو کجایی؟

من هر جمعه که آید به امیدم که بیایی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم
گفتند غروب جمعه خواهى آمد
آنقدر نیامدى که ما پیر شدی
اللهم عجل لولیک الفرج


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…………چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن…………..خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی…………………………..برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام…………………..دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هنوزم انتظارو انتظار است        هنوزم دل به “ســیــنـــه” بی قرار است


هنوزم خواب میبینم به شبها    همان مردی که بر اسبی سوار است


همان مردی که جمعه آید روزی …    و این پایان خوب انتظار است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این جمعه هم گذشت…
یک روز جمعه
کسی آرام می آید
نگاهش خیس عرفان است
قدمهایش پر از معنا
دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش
مثال نور می آید
امید قلب ما روزی مثال نور می آید
اللهم عجل لولیک الفرج

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آرزو هایم زیر انبوهی از خاکستر
هنوز نفس می کشد
هنوز شعله ورند
نسیم مهربانی تو کدام جمعه  می وزد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد     بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد

آسمون عصرای جمعه مثل من بهونه گیره      بارون گریه باهام حرف میزنه که خیلی دیره

ورق پاره های دل
دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 | مینا

شاید این جمعه بیاید...........

باز یک شب جمعه ی دیگر آمد و تعداد زیادی منتظر که دست به دعا برده اند رو به آسمان کرده اند و دعای فرج را زمزمه می کنند به خورشید در حال غروب می نگرندو با خود زمزمه می کنند خورشید غروب کرده ی دل های ما کی طلوع می کند کی این شب ظلمانی سحر می شود و سپیده دم سر می زند کی ندا

انا المهدی.......

سر می زند آیا این جمعه................

شاید این جمعه بیاید غبار از خانه ی دل بشوییم و خانه ی دل را بتکانیم شاید این جمعه مهمانی بیاید شاید غروب این جمعه طلوعی ابدی داشته باشد خانه ی دل را عطر فشانی کنیم همه جا را گلباران کنیم شاید این انتظار به پایان برسد.......

شاید این جمعه بیاید،شاید...............د

انتظار
دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 | مینا

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام

گل کرد خار خار شب بی قراری ام

                                                       تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو

                                                       دیدم هزار چشم در آئینه کاری ام

گرمن به شوق دیدنت ازخویش می روم

از خویش می روم که تا با خود بیاری ام

                                                       بود ونبودمن همه از دست رفته است

                                                       باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت

مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

                                                        تا ساحل قرارتو چون موج بی قرار

                                                        با رود رو به سوی دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم :بیابیا

زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام….

شعر.....
شنبه سیزدهم شهریور 1389 | مینا

همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی

چه زیان رسد تو راکه من هم برسم به آرزویی


  عشق یعنی اشک توبه در قنوت

خواندش با نام غفارالذنوب

عشق یعنی چشم ها در رکوع

شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود

ذکر یا رب یا رب از عمق وجود.....

برگ دل
پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 | مینا

باز هوای دل ابری شد گویا در این حوالی هوا بارانی است دلم محتاج نوازش است باز این نسیم مهربانی بر روح و جانم می گذرد و دلم را نوازش می کند بوی خوش بهاری به مشامم می رسد.دلم باز تنگ است برای آسمان آبی برای دل های صاف و زلال مثل آئینه برای دوستی و محبت کاش در این دنیا سهمی از شادی داشتم کاش در این دنیای بزرگ سهمی از آسمان آبی داشتم کاش محبت و دوستی در نصیبم می شد باز آسمان چشمان ابری می شود سیلی از اشک جاری می شود قطره قطره اش  تو را صدا می زند محتاج نوازش دستان مهربان تو هستم.مدتهاست که در انتظار شانه هایت هستم تا به روی آنها گریه کنم ودستان پر مهرت اشک هایم را پاک گند دلم حال و هوای دیگر دارد کاش لیاقت دستان عاشقانه ات را داشتم فقط می گویم:

عاشقت هستم یا صاحب الزمان

دل نوشته
پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 | مینا
گلی گم کرده ام می جویم اورا

                                              به هر گل می رسم می بویم او را

باز در این حوالی در این کوچه پس کوجه های سرد این دنیای تاریک گم کرده ای دارم و محتاج نوازش اویم رو به آسمان آبی می کنم دل را رهسپار سر زمین نور می کنم تا اینکه فریاد بزنم :

آقایم کجایی؟؟؟؟؟دلم تنگ است از این دنیای تاریک دلم سیر است در زیر آسمان خدا جایی برایم نیست این دنیا با این همه بزرگی برایم تنگ است نفس کشیدن برایم سخت است اینجا اکسیژنی برای تنفس وجود ندارد اکسیژن آن مهر و محبت به تو ست که دیگر کمتر کسی برای فرجت دعا دعا می کند کسی به یاد تو نیست همه به این دنیای فانی آن قدر دل بسته اند که خودشان را فراموش کرده اند دلم می خواهد فریاد بکشم:

یا ابا صالح ادرکنی...........

گل نرگس
دوشنبه هجدهم مرداد 1389 | مینا
زان لب لعل که رشک شکر است

                                                   خواهد آن کس که زاهل بصر است

عاشق و واله و شیدای تو شد

                                                    هر کسی عارف و صاحب نظر است

هر کسی محنت هجران دیده است

                                                     از دل خسته ی من با خبر است

بی تو گر عمر ابد بخشندم

                                                      همه ی آن ضرر اندر ضرر است

هر که رایاد تو از یاد برفت

                                                      روزگارش خطر اندر خطر است

زانچه گل در چمن حسن بود

                                                        گل نرگس ز همه خوبتر است

کی برون آیی از این برده ی غیب

                                                       شام هجران تو را کی سحر است

لطف صافیت ای معدن لطف

                                                         از غم هجر تو خونین جگر است.....

پست دوم...!
سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 | مینا

دلم از بو ته ها سیراست آقا...

تمام باغ دلگیر است آقا...

کسی فانوس گلها را شکسته ست...

نمیایی مگر؟دیر است آقا...


تمامی حقوق مادی و معنوی " دلنوشته هایم برای امام عصر " برای " مینا " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم